(1380)، درست مانند سلفش شارل پنجم (1364)، يك رويداد موسيقايي بود. ساير شاهان‌، از قبيل ادوارد سوم انگليسي (سلطنت 1327 ـ 1377)، و خوان اول آراگوني (سلطنتش 1387 ـ 1395) زيبايي و ارزش سياسي موسيقي را دريافته بودند. در اواخر قرن‌، موسيقي بخش مهمي‌ از هر جشن عمومي يا خصوصي شده بود. علاوه بر علماي موسيقي و موسيقي‌دانان درباري‌، بسياري خنياگران در شهرها بودند و بسياري ديگر، كه از ملك اربابي به ملك ارباب ديگر يا از جشن دهكده‌اي به جمعه‌بازار دهكده‌ٴ ديگر در سراسر كشور مي‌گشتند، تعدادشان چندان زياد بود كه ضرورت ايجاد سازماني براي خودشان را دريافتند. نخستين صنف موسيقي‌دان متعلق به‌ نوازندگان وين بود كه در اوايل سال 1288 (يعني 654 سال پيش از تشكيل اركسترسمفوني‌ بوستون‌) تشكيل شد؛ آنگاه اتحاديه‌ٴ نوازندگان لوكا و در پي آن انجمن نوازندگان پاريس(‌1331)، پديد آمد و اين يكي چنان اهميتي داشت كه از خود داراي بيمارستاني بود.
اطلاعات بيشتري از اين قبيل را مي‌توان در تاريخ‌هاي موسيقي يافت‌. بي‌شك خوانندگان‌، بيشتري به نظريات موسيقي علاقه‌مندند، ولي نظر و عمل قابل تفكيك نبود و سير تكاملي‌شان‌ ناگريز با هم گره خورده است‌.
پيش از روي‌آوردن به شرق‌، بايد ذكري كرد از ((پيمانه‌هاي صوتي‌)) كه نمونه‌هاي مربوط به‌ سده‌ٴ چهاردهم آن‌، در اغلب كشورهاي غربي و در قبرس به‌دست آمده‌است‌. فكر يوناني يا رومي‌ بود، ولي معماران سده‌هاي ميانه بدان جان تازه‌اي بخشيدند.
موسيقي در اسلام‌. تفصيل نظريه‌ٴ موسيقي در اثر صفي‌الدين عبدالموٴمن [اُرمَوي‌] (سيزدهم ـ 2) به اوج خود رسيد. يك قرن بعد، برجسته‌ترين موسيقيدان‌، عبدالقادر ابن غيبي‌، ايراني‌ [مراغه‌اي‌] بود كه تا سال 1435 زندگي كرد. عبدالقادر تنها يك صاحب‌نظر برجسته نبود، بلكه‌ آهنگ‌ساز و نوازنده‌اي ممتاز هم بود كه در دربار جلايريان ايران و سپس در دربار بايزيد عثماني‌ و تيمور مي‌زيست‌. آثار نظري او متعلق به اواخر عمرش است‌، يعني به سده‌ٴ پانزدهم‌، ولي‌ مي‌توان آنها را معرف افكار سده‌ٴ چهاردهم دانست‌.
آثار موسيقي ديگري توسط عبدالله بن خليل مارديني رياضي‌دان و جرجاني حكيم نوشته‌ شد. همه‌ٴ اين آثار به زبان عربي بود.
صاحب‌نظران موسيقي اين قرن‌، ظاهراً همگي شرقي بودند. البته اين بدان معني نيست كه‌ موسيقي در اندلس و شمال آفريقا مورد مطالعه قرار نمي‌گرفت‌، ولي كتاب‌هايي كه به‌دست ما رسيده منحصراً در بخش شرقي قلمرو اسلام تأليف شده‌است‌.

ح‌. شيمي‌

ضرورتي ندارد بحثي را كه در قسمت ((ح‌))، فصل اول‌، به اختصار درباره‌ٴ تعدادي از مقولات آمد،